الشيخ رسول جعفريان
1215
رسائل حجابيه (فارسى)
الافضليّة اذ لا شكّ فيها . ادعاى اتفاق مسلمين بر جلوگيرى از بازگذاشتن چهره و دو دست مردود است . اولا به دليل اينكه ضد چنين اتفاقى نيز نقل شده است ؛ يعنى نقل شده كه سيرهء مسلمين همواره اينچنين بوده است كه زنان چهره و دو دست را باز مىگذاشتهاند . قبلا ايشان يكى از ادلّهء موافقين باز گذاشتن چهره و دو دست را چنين بيان كردهاند : لاطباق النّاس فى كلّ عصر على خروج النّساء على وجه يحصل منه بدوّ ذلك من غير نكير . عمل مردم عموما در همهء اعصار بر اين بوده است كه زنان به نحوى از خانه بيرون مىآمدهاند كه چهرهء آنها نمايان بوده است و كسى اين عمل را منكر نمىشمرده است . ) ثانيا بر فرض كه قبول كنيم سيرهء مسلمين بر جلوگيرى از كشف وجه و كفين است باز دليل نمىشود ، زيرا سيره وقتى دليل مىشود كه ريشهاى جز قبول فرمان پيغمبر در كار نباشد تا دليل بر فرمان پيغمبر بشود ، ولى در اينجا احتمال مىرود كه ريشهء اين سيره حس غيرت و مردانگى افراد باشد نه اطاعت از دستور پيغمبر ، و ظاهر هم همين است كه ريشهء اين سيره حس غيرت و مردانگى مردم است . احتمال هم مىرود كه ريشهء سيره افضليت پوشش باشد ، زيرا شكى نيست كه به فرض جواز ، پوشانيدن افضل است از بازگذاشتن . 2 . ملاك دليل ديگرى كه بر لزوم پوشانيدن چهره و دو دست اقامه شده اين است كه « ملاك » يعنى آن فلسفهاى كه ايجاب مىكند ساير قسمتهاى بدن پوشيده باشد ايجاب مىكند كه چهره و دو دست نيز پوشيده باشد . مگر فلسفهء پوشيدن ساير قسمتهاى بدن جز جنبهء فتنهانگيزى آنهاست ؟ ! زيبايى چهره و فتنهانگيز بودن آن كم از بعضى ديگر از قسمتهاى بدن نيست بلكه بيشتر است . بنابراين معقول نيست كه مثلا پوشانيدن « مو » به خاطر زيبايى و فتنهانگيزىاش واجب باشد ولى پوشانيدن « رو » كه مركز زيبايىهاى زن است واجب نباشد . در دين مقدس اسلام هر چيزى كه موجب تحريك شهوات و برهم زدن عفاف و پاكدامنى است قدغن شده ، آيا ممكن است با چنين مبنايى پوشش چهره و دو دست ، مخصوصا چهره ، لازم شمرده نشده باشد ؟ در جواب اين استدلال مىگوييم : شكى نيست كه واجب نبودن پوشش وجه و كفين از